April 2010
1 post
نوروز؟
ای بهار، ای همیشه خاطرت عزیز عاقبت کجا، کدام دل، کدام دست آشتی دهد من و تو را؟ تو به هر کرانه گرم رستخیز من خزان جاودانه پشت میز یک جهان ترانه‌ام شکسته در گلو شعر بی جوانه‌ام نشسته روبرو پشت این دریچه‌های بسته من زنم هوار ای بهار، ای بهار، ای بهار فریدون مشیری-” خب، واقعيت اينه كه اولين نفري كه عيد رو توي اون لحظه ي تنها و غمناك سال تحويل تبريك گفت، پسر كوچيكي بود كه با باباش اومد...
Apr 20th