روز بعد از یلدا

قسم میخورم من هیچ وقت کاری نکردم که مملکت دچار بی‌ثباتی بشه. خدای من شاهده که من هیچ‌وقت فضای نا امنی رو ایجاد نکردم! حتی به ایجادش کمک هم نکردم. من یک شهروند ساده بودم همیشه! تازه خیلی کارهای داوطلبانه هم کردم. بینهایت آدم دارم که بیان و شهادت بدن که ما الان توی وضعیت جنگی هم نیستیم! همه میدونن که بی‌ثباتی رو کی راه انداخت! همه میدونن کدوم دروغگویی فضای ناامنی ایجاد کرد و با همه سر جنگ داره! همه میدونن کی پپول نفت رو میده به ارگانهای نظامی تا موشک‌های دسته چندمی دیگران رو با کلی پز دادن به مانور بگذاره. همه میدونن کی وحشی گری میکنه! من اینطور نیستم! من نقشی ندارم! من دلم نمیخواد برم سربازی تا پشتوانه نظامی باشم برای گوه کاریها و ماجراجوییهای یکی دیگه. من نمیخوام روش آدم کشی یاد بگیرم! دلیلی نمیبینم رژه رفتن با تفنگ رو یاد بگیرم! نمیخوام سیبل رو نشونه بگیرم تا در صورت لزوم بشه سینه‌ی یک همنوعم. من انسانم! نمیخوام از بمب و موشک شیمیایی چیزی بدونم! نمیخوام پدافندغیرعامل رو بدونم چیه! نمیخوام! نمیخوام! من از جنگ بدم میاد! از نظامی‌گری هم! از تفنگ هم! از پادگان فقط یک دیوار بلند زندان مانند و سیم خاردارهای دورش توی تجسم منه! از نیروی نظامی بیذارم. از گلوله میترسم! از اینکه یکی منو تفنگ به دست ببینه شرم میکنم! نمیخوام! نمیخوام!

نمیدونم چرا شب یلداهای من با اینکه حس خیلی خوبی دارن اما همه طلسم شدن. چند ساعت دیگه باید خودمو معرفی کنم به سازمان نظام وظیفه برای اعزام. و من هنوز نمیخوام این اوضاع رو.

  1. mohi posted this